فرهنگ، خود را در پشت تمام كنشهاي فردي و اجتماعي پنهان ميكند و همانطور كه بر رفتار اجتماعي اثر مي گذارد بطور ناخودآگاه بر رفتار سياسي هم تاثير مينهد. اما هنگاميكه فرهنگ ، متاثر ازعامل»قدرت« تا حد يك ابزار سياسي براي تداوم يا تثبيت » سلطه « فروكاسته مي شود ، فرهنگ نيزاز جايگاه عقلانيت سقوط و به عاملي در روح كشي و جانفرسايي تبديل مي شود و از اينجاست كه » فرهنگ « ، جايگاه خود را بعنوان » كاشف معناي زندگي « از دست مي دهد و بعنوان مجموعه اي از آيين ها ، آداب و رسوم ، دلبستگي ها و همبستگي ها » تعهد « را به كناري مي نهد.
» فرهنگ « ، آنجا كه در نظامهاي مسلط ، به ابزار » مرگ بيصداي گروه تحت سلطه « در استعمار نو تبديل و با مفهومي فراگير تمام عرصه هاي حيات اجتماعي را درمي نوردد ،تكيه گاهي مطمئن براي تثبيت قدرت » استعمار مدرن « ايجاد و در بلندمدت ، جامعه تحت سلطه را به » انفعال سياسي « و در ادامه » تسليم سياسي « كشانده و » خشونت سياسي « را نيز » تصحيح « و » تعديل « خواهد نمود ...
ادامه مطلب...
مقصود از اصالت در"کردیسم" بیشتر یک وضعیت علمی یعنی تعلق داشتن به مکان، درگیر بودن در زمان و تلاش برای تصرف ظرفیتهای موجود است.(148)
با "کردیسم" ملت کرد می تواند ادعا کند که مالک سرنوشت خود و ضامن بهشت و دوزخ خود خواهد بود.(149)
انسان کرد در "کردیسم" نقطه به نقطه و خط به خط ، موقعیت زمانی خود را ارزیابی و کنجکاوانه با ورود هر عامل جدید به محاسبه اش، به نتایجی آگاهانه تر دست خواهد یافت.(150)
در"کردیسم" دولت ملی به عنوان نهاد عالی و کانون وفاداری تلقی می شود که از طریق رسانه ها، کنترل آموزش، خط مشی زمانی و هدایت توسعه ی سیاسی و اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی تقویت می شود.(151)
در "کردیسم" واژه ی "ملی" به عنوان
ادامه مطلب...
همچنانکه گفته شد نظریه کردیسم می تواند با انتقال حقایق در یک چهارچوبه ی مشخص، زمینه ی"خودشناخت" یک ملت را در قالب دولت ـ ملت فراهم آورد.
کردیسم ،اثبات هویت ملی در قالب "دولت ـ ملت" است و به عنوان یک نظریه،"سیمایی سیاسی" است که بیانگر رخساره طبیعی رابطه ی فرد با مجموعه ی خود است. "ایسم" (ism) در کردیسم یک "عمل"(practice)، جریانی از توسعه، یک کنش، یک ساز وکار تطبیقی و جبرانی و ایفای نقش بازیگری از سوی "توده ها" و "نخبگان" در پروسه ی"ملت باوری" است .
"کردیسم"، حرکت از ذهنیات پراکنده به عینیات منسجم،حرکت از تعادل ناپایدار"هنجارگرایی" به تعادل پایدار کرد ملت باوری و تلاش برای تثبیت واقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ملت کرد در قالب یک هویت مستقل است. "کردیسم" محصول خودآگاهی و جزء ضروری تفکر یک کرد است و به عنوان نظریه ای که وجوه آن منحصراً خودآگاهی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ملت کرد
ادامه مطلب...
" حق تعيين سرنوشت" و کردیسم
آنچه در ادبيات سياسي به عنوان "حق تعيين سرنوشت" شناخته ميشود، حق مشاركت در جريان مردمباور حكومت و تأثير آن بر آيندهي سياسي، فرهنگي و اجتماعي يك جامعهي مشخص است. "حق تعيين سرنوشت" براي همهي انسانها، حق آنها براي توسعهي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي است.
"حق تعيين سرنوشت"، همچنين با مفهوم عدالت در حقوق بينالمللي مترادف است: "انتخاب آزادانه روش زندگي براساس رضايت فرد يا جامعهاي معين".
ادامه مطلب...
فرهنگ در "كرديسم"، قلمروي است كه در آن تلاش معنوي و خلاق جريان دارد. اين نظريه تلاش ميكند با شكستن ساختارهاي ذهني ناخودآگاه، انسان كُرد را در مسير غلبهي تدريجي بر عادات و باورهاي اجمالي قرار داده، او را به سوي قلمرو معنوي "تلاش خلاق" هدايت كند.
از نگاه "كرديسم"، فرهنگ، مجموعهي شناخت و ارزشها يا به عبارتي مجموعه شيوههاي رفتار، فنون، عادات و ارزشهايي است كه مبين هويت يك گروه اجتماعي است. اين ديدگاه، همچنين، ميراث اجتماعي فرهنگ مشترك شامل نوع خاص تكلم، باورها، ارزشها، هنجارها، ايدئولوژي، آداب و رسوم و وجدان و خودآگاهي طبقاتي، سبك و شيوهي زندگي است.
ادامه مطلب...
هویت عبارت است از احساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی. هویت در نگرش ها و احساسات افراد نمود می یابد اما بستر شکل گیری آن زندگی جمعی است. هویت از سه عنصراصلی تشکیل می شود:
-عنصرشناختی ( آگاهی فرد ازاینکه به یک گروه تعلق دارد)
-عنصر ارزشی(فرض هایی درباره ی پیامدهای ارزشی مثبت یامنفی عضویت گروهی )
-عنصر احساسی(احساسات نسبت به گروه ونسبت به افراد دیگری که در رابطه ای خاص با آن گروه دارند).
هویت در واقع معطوف به بازشناسی مرزمیان "خود" و "دیگری" است که عمدتاً از طریق هم سنجی ها وانفکاک خود ازدیگری ممکن می شود. هویت هم چنین به معنای کیفیت یکسان بودن در ذات، ترکیب و ماهیت و نیز یکسان بودن درهرزمان وهمه شرایط نیز هست.
ادامه مطلب...
ملتي که حرفي براي گفتن دارد يا مي خواهد در جامعه ي جهاني داراي نقشي باشد بايد بتواند توان انساني خود را افزايش دهد. از آنجا که پيشرفت در مقايسه با ديگران امري جبري است، يا بايد آن را به دست آورد يا از ميدان خارج شد.
ملت کرد اگر اين بار هم در لاک انديشه ها و نهادهاي کهنه و از کار افتاده ي خود فرو رود نه تنها به زودي از دفتر زندگي رانده خواهد شد بلکه زاغه نشيني بي ارزش در دنياي آينده تنها سهم او خواهد بود.
براي ملتي که ملاحظات درازمدت سياسي و نظامي مانع تحقق هويت ملي متعارف او شده و سال هاي سال مقاومت در برابر نيروهاي مقاومت ناپذير، بي حاصل تلقي شده است برداشتن فشار از راه هاي منطقي، دورنماي تحول جهان و استراتژي آتي را در برابر او آراسته تر از هميشه مي نمايد. امروز ماهيت کشمکش هاي ديرينه ي ملت ها بر اساس آرايش
ادامه مطلب...
ممکن است بنظر رسد مبحث فدراليسم، در کشوري نظير ايالات متحده آمريکا، چندان مسأله اي نباشد، اما نگرش به جهان به شکل يک فدراسيون بزرگ، به مثابه يک ساختار احتمالي سيستم سياسي در آينده، بارها و بارها در داستان هاي تخيلي مطرح شده است.
برخي تصور ميکنند بوروکراسي در موسسات فدرال آمريکا دليلي است براي نگرش به فدراليسم بمثابه عامل باز دارنده توسعه فراصنعتي، و نقش مهم فدراليسم براي ايچاد کنترل و توازن در دموکراسي آمريکا را نفي ميکننند.
در واقع، رد فدراليسم و گزينش مرکز گرائي، بخاطر بوروکراسي، اشتباه بسيار بزرگي است. بوروکراسي مسأله اي است که بايستي تصحيح شود، و نه کنترل و توازنchecks and balances. جبر و سکون موسسات دولتي در کشورهاي سرمايه داري متمرکز، در مقايسه با کشورهاي فدرال، بسيار بدتر است، هرچند نه به بدي کشورهاي سوسياليستي.
ادامه مطلب...
چكيده :
اين تحقيق ، تبعيض قومي را كه پس از انقلاب 1357 در مناطق كردنشين اعمال شده است ؛ مورد بررسي قرار مي دهد . براي تحليل اين مساله بر رويكرد دولت محور تاكيد شده است . به عبارت ديگر در اين پژوهش مهم ترين عامل محروميت و عقب ماندگي كُردها ، تبعيض قومي معرفي شده است كه از سوي دولت مركزي اعمال مي گردد . در اين راستا تمايزات و تفاوتهاي قومي در ميزان تبعيض قومي موثر مي باشد ، يعني هر چه گروه هاي قومي از نظر ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعي اعم از زبان ، مذهب و ... با دولت مركزي تفاوت بيشتري داشته باشند سياستهاي تبعيض آميز افزايش مي يابد . به طور كلي تبعيض قومي از دو بعد بررسي شده است : الف ) بعد عيني تبعيض كه از طريق آمار و ارقام موجود به ماهيت برنامه و سياستهاي آگاهانه ي دولت مركزي در اين زمينه پي مي بريم ؛ ب ) بعد ذهني تبعيض كه براي سنجش آن از ابزار پرسشنامه استفاده شده است . نتايج به دست آمده از اين بررسي ، تبعيض قومي را نسبت به كردها در سطح شديدي نشان مي دهد .
ادامه مطلب...
اين پرسش که "هويت ملی ما چيست؟" تنها اعتراف به ناروشنی صرف مفاهيم هويت و ملت نزد ما نيست، بلکه در واقع بيانگر بحرانی آزردهنده هم در پهنة ملت و همهنگام سرگردانی در معضل هويت است. هويت ( اينهمانی و يا همانگی) که بصورت اسم در اين ترکيب از وزن و اهميت بيشتری برخوردار است خود مفهومی فلسفی- منطقی است که يکی از اصول اساسی اين حوزة نظری می باشد. تبيين هويت در رابطه با فرد با مشکلات کمتری مواجه است. اما اگر نخواهيم در اينجا (به دليل کوتاهی سخن) هويت جمعی را از هويت فردی استنتاج کنيم و يکسره به هويت ملی بپردازيم، بايد که به چند فاکتور پايه ای توجه داشته باشيم. نخست: در نبود آگاهی ملی به سختی می توانيم تعريفی ايجابی از هويت ملی ارائه دهيم. اين ناآگاهی در برخورد غيرنقادانة ما با تاريخ مان، خود را در ابعادي گسترده به نمايش می گذارد. دوم: بحران هويت ملی در ايران در پيوند با ناتوانی ساختاری - تاريخی فرديت، شکل هول انگيزی به خود گرفته است. سوم: در غياب مبانی مفهومی، که منتج از تحليل همه جانبه جامعه ايران باشد، بايد در بکار گيری مفاهيم عاريتی از سيستم های متفاوت فلسفی- جامعه شناختی حداکثر وسواس را داشته باشيم. با توجه به موارد فوق تنها می توان از چيستی و چگونگی
ادامه مطلب...
در پاسخ به جناب رئیس جمهور، که : " با تاکید بر همکاری مشترک ایران و عراق و ترکیه برای مبارزه با شورشیان کرد از کشورها خواستند برای شکست " جدایی طلبان" با یکدیگر همکاری کنند. این کشورها باید به تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و بر این مساله پافشاری کنند که در این میان غیر نظامیان اسیبی نبینند ... این ۳ کشور اگر میخواهند جدایی طلبان کرد را شکست دهند باید با یکدیگر همکاری داشته باشند " باید اشاره کرد که " تاریخ معاصر کردها " در هر کدام از این ۳ کشور به اضافه
ادامه مطلب...
سازمان عفو بين الملل، که مقر آن در لندن است، روز چهارشنبه با انتشار بيانيه ای اعلام کرد:«جمهوری اسلامی به تبعيض و نقض حقوق کرد های ايران، بويژه زنان کرد، ادامه می دهد.»
اين سازمان در گزارشی با ابراز نگرانی از سرکوبی فعالان مدافع حقوق کردهای ايران افزوده است:« به رغم آن که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برابری همه ايرانيان در پيشگاه قانون در نظر گرفته شده، اما دولت ايران برای پيشگيری و رفع تبعيض عليه کردها، به ويژه پايان دادن به چرخه خشونت عليه زنان کرد، گام های لازم را برنداشته است.»
در بيانيه سازمان عفو بين الملل آمده است که زنان کرد، نه تنها بدليل زن بودن و زندگی در جامعه ای پدر سالار، که به عنوان بخشی از اقليت کرد ايران، با تبعيض و چالش های مضاعف برای احقاق حقوق خود روبرو هستند.
ادامه مطلب...
و حتی در این باره هر ماه 30 ملیون دلار خرج میکند در عراق برای اهداف خودش و حتی در این باره کشش نمود با ضرب پولهای مردم ایران جعفری را در رائس حکومت عراق نگهدارد و چندین ملیون دلار در این راه خرج نموده است دولت ایران.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
سرزمين جغرافيايی كردستان از نقطه نظر ژئوپولتيك، ژئواكونومیک و ژئواستراتژيكی و نيز فرهنگ سياسی ديكتاتور و استبداد زده خاورميانهای، در موقعيت ويژه و حساسی قرار گرفته و از اهمیت بسزای برخوردار می باشد. اين منطقه جغرافيايی در طول تاريخ ديرپای خود متأثر از موقعيت نسبی و مطلق جغرافيايیاش، محل برخورد و همآورد بسياری از ابر قدرتهای منطقهای و بينالمللی بوده است. اين منطقه كه به گواهی مورخان مهد تمدن میباشد، از ديرباز همواره مورد تاخت و تاز، بده بستان و بازیهای كوچك و بزرگ ابر قدرتها قرار گرفته است بطوری كه استعمار و امپرياليسم كهنه و نو هريك به گونهای در سرنوشت مردم آن سامان كه اتفاقاً "كرد" هستند، تأثيرات مخرب و مهلكی از خود به يادگار گذاشته است. به نظر میرسد كه سياستهای چندين دههی كشورهای سلطه در كردستان، تحت عنوان "ژنوسايد" قابل بررسی و تعمق باشد؛ از اين نظر تلاش میشود كه مصاديق بارز ژنوسايد در كردستان، با برشماری سياستهای ضد بشری كشورهای سلطه، مورد بحث قرار داده شود؛ بدون ترديد در اين زمينه اين سؤالاتی به ذهن متبادر ميشود كه: "چرا و با چه نيتي رژيمهای سلطه در كردستان (سوريه، تركيه، عراق) كمر به قتل عام و نابودی كردها بستهاند؟ آيا جنايات بيشمار و مكرر حاكمان اين كشورها در كردستان علاوه بر جنايات عليه بشريت، نقض حقوق بشر، نقض عرف و كنواسيونهای بين المللی، ژنوسايد قلمداد نمیگردد؟".
الف) برشماري مصاديق بارز ژنوسايد و مقدمات آن در كردستان ایران
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
• جنبش ملی کُرد واقعیتی است انکار ناپذیر. علیرغم تکامل نیافتگی سیاسی در گذشته، در این و یا آن بخش از سرزمین تقسیم شده کُردستان، دارای سابقه ای طولانی و ریشه آن در سرزمین، تاریخ و فرهنگ و سنتهای دیرین ملت کُرد گسترده گردیده است و رشد و بالندگی روز افزون آن تابع اراده هیچ ملت و کشور دیگری، جز ملت کُرد نیست ..
اهمیت ژئوپلیتیک و ژئوستراتژیک کُردستان در مسائل بین المللی درصدسال گذشته و در آستانه قرن بیستم، نگاه و تمایل سیاسی - اقتصادی قدرتهای بزرگ جهانی را به سوی خود جلب کرد. فروپاشی دو امپراتوری کلان در اروپا (روسیه تزاری) و در آسیا (حکومت عثمانی) به تنش در مناسبات جامعه جهانی و تشدید مخاصمات ملی در سیمای سه ایده ئولوژی ناسیونالیستی قدرتمند (فارس، ترک و عرب) در خاورمیانه یاری رساند.
استقرار کشورهای عربی که با وساطت دولتهای
ادامه مطلب...
هدف از اين مقاله توضيح نحوه شكلگيري و اعمال سياسي جنبش ناسيوناليستي كرد (ناسيوناليسم كرد) در كردستان ايران از سال (1947-1942) دورهاي كوتاه، اما حساس كه در نقطهي اوج خود به برقراري جمهوري (كردستان) در سال 1946 منجر شد، نميباشد، بلكه مقاله در جهت برجسته نمودن ويژگي تاريخي جامعهي كرد ايران در طي اين دوره و نيز ارزيابي اهميت نسبي روابط و نيروهاي فرهنگي و سياسي مدرن و سنتي در جريان شكلگيري و گسترش عمل و گفتمان ناسيوناليسم كرد ميباشد. استدلال مقاله اين است كه جنبش ملي كرد در ايران، پويايي ساختار و نيز گسترش آن را ميبايست در روابط متغير بين جامعه كرد و دولت مدرن جستجو كرد. اين رابطه از طريق ساختار پيچيدهاي از نيروها و نهادهاي سنتي فيلتر ميشد، سازمان سياسي، روند شكلگيري گفتمان [Discoursive] و اهداف استراتژيك جنبشهاي كردي در كردستان ايران را طي دورهاي مورد بررسي تعيين كرد.
(شكلگيري جمعيت ژ.كلف و ظهور ناسيوناليسم مدرن در كردستان ايران)
ادامه مطلب...
در اين نوشتار نگارنده درپی آن است كه ضمن ارائه تاريخچه و بحث نظری ژنوسايد، فاكتهای پروسهی ژنوسايد ملت كرد را توسط ملتهای مسلط، كه از يك سو هريك بخشی از كردستان را تحت سلطه و اشغال خود دارند و از سوی ديگر به درازای تاريخ منطقه، درصدد ژنوسايد فيزيكي و فرهنگی آنان بودهاند، به تصوير بکشد؛ به تعبير ديگری هدف از تحقيق پیش رو آن است كه نشان بدهد جرم بين المللی ژنوسايد عملاً عليه "ملت كرد در سرزمين كردستان "به اجرا در آمده است.
پر واضع است به تصوير كشيدن و برشمردن مصاديق و ادله بيشمار نسل كشی در كردستان، مستلزم پژوهشی ميدانی و فراگير ميباشد، با اين وصف سعی را قم اين سطور بر آن است تا در حد اين مقاله با روش اسناد و بازخوانی مدارك و شواهد موجود به اين هدف نايل آید.
ادامه مطلب...
هر عصري حوالت خاص خود را داراست. سرتاسر تاريخ غرب از سقراط و افلاطون و ارسطو به بعد از يك حوالت برخوردار است. نام اين حوالت را در يك كلمه ميتوان «متافيزيك» نهاد. بشر متافيزيكي از منظري خاص به عالم و آدم و وجود و حقيقت و … مينگرد. به طور سلبي ميتوان بنياد متافيزيك را گفت كه عبارت از ساحت حضوري نيست. ساحت حضوري را ميتوان نزد تفكر ديني، هنري و اسطورهاي يافت. البته عصر متافيزيك هم دين و هنر و اسطوره و حقيقت و وجود و زبان و … را در حوزهي خويش داراست، اما هيچ يك از اين موارد در حوزهي متافيزيك از منظر مستقل خود به چيزها نمينگرد، بلكه همگي از دريچه و منظر و چشمانداز متافيزيك هر چيز را ميبينند، ميشنوند، تعبير ميكند و …
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
«گولر» مورد تأکيد قرار داده که هابس برای هر نظم حقوقی و دولتی، يک شالوده ی واقعی مدرن ايجاد کرده است. (25). اينک ببينيم که اين شالوده ريزی انديشه ی سياسی مدرن چگونه صورت می گيرد.
اشاره کرديم که هابس با انديشيدن «وضعيت طبيعی» اين هدف را دنبال می کند که به گونه ای پيگير، هر حق موضوعه و نظم اجتماعی را ملتزم به حقانيت و مشروعيت سازد. برای او در وضعيت طبيعی که قانون و نظم دولتی اعتبار ندارد، فرد انسانی تنها چيزی است که باقی می ماند و منطقا" می تواند خاستگاه و شالوده ی توجيه واقع گردد. همين جايگاه فرد انسانی در انديشه ی سياسی هابس، گسستی از سنت فلسفه های سياسی پيشين است که همگی بر شالوده هايی يزدان شناختی (تئولوژيک) يا هستی شناختی (انتولوژيک) استوار بودند و تلاش می کردند حقوق و قوانين را نه ساخته و پرداخته ی انسان، بلکه ناشی از نظامی الهی يا هستانی قلمداد نمايند
ادامه مطلب...
اگر نظریه سیاسی توماسهابز بر پایه نوعی نگرش بدبینانه به ذات انسان قرار داشت، در مقابل آن نظریه سیاسی جان لاک(1632-1704م) ، فیلسوف انگلیسی بر پایه خوشبینی نسبت به ذات انسان استوار شده است. شهرت فلسفه سیاسی لاک، بیشتر مدیون دومین رساله از «دو رساله در باب حکومت» اوست. فصل دوم آن با این اعلام شروع می شود که :"همه ما [انسانها] به طور طبیعی در یک وضع آزادی کامل قرار داریم. مردم، آزادی کامل دارند تا در حدود قانون طبیعی، هرعملی که می خواهند انجام دهند و با شخص خود و دارایی خود هرچه می خواهند بکنند بی آنکه از کسی اجازه بگیرند یا تابع اراده شخص دیگری باشند". لاک معتقد است که قانون طبیعی از اراده الهی نشأت گرفته و عقل بشر قادر به پی بردن به آن است.
هر فردی مسئولیت دارد قانون طبیعی را که انسانها را به هم متصل کرده و...ادامه مطلب...
- در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر با بگذارد.
- به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
- نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
- بهکار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
- فرمانبرداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
- انحصار قدرت در دست یک نفر.
- بهکار بردن ترور بهعنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.
برخی از این ویژگیها همگانیترند؛ چنانکه میتوان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، بهزور بهدستآوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.
محافظهکاری یک واژهٔ کلی برای جهان بینیهای سیاسی ،اجتماعی ومذهبی است که هدف اصلی آن نگهداری جامعه وارزشهای موجوداست.
برابر مفهوم محافظهکاری در زبانهای اروپایی conservatism است که از واژهٔ لاتین conservare گرفته شده و معنای آن حفظ و نگهداری است.
این مسلک به صورت عمده ای در تضاد با مسلک های رادیکال تعریف می گردد.
محافظه کاری مذهبی از نگاه دورهها واشکال مذهب متفاوت اند .مثلاً فرامونتاریزم شکلی از محافظه کاری کلیسای کاتولیک در سدهٔ ۱۹ است.
ویژگیها
بنابر موجودیت اندیشههای محافظه کاری لیبرال (آزاد منش)،ملی لیبرال ومسیحی لیبرال ارایهٔ دقیق تعریف محافظهکاری دشوار است.اکثرا محافظهکاری دارای دو گرایش عمده است: محافظهکاری در برابر ارزشها، محافظهکاری در برابر ساختارها. محافظهکاری بیشتر متکی بر آداب و رسوم، مذهب و اقتدار است. ازینرو در ایالات متحدهٔ امریکا و کشورهای دیگر واژهٔ محافظهکاری نو مروج شده است. در اروپای کنونی نیر گرایش به سمت برگشت به" ارزشهای کهنه" مانند کوشش و تلاش، اطاعت و میهنپرستی در مباحثات اجتماعی و در زمینه های فرهنگ وسیاست دیده میشود. در آلمان در دورهٔ جمهوری وایمار (دورهای در تاریخ آلمان) تعدادی از روشنفکران ،اندیشههای محافظهکاری ملی و نازیسم را باهم پیوند داده وآنها را هماهنگ ساختند و این را "انقلاب در محافظهکاری" میپنداشتند.
تفاوتها از دیدگاه مذهبی
تفاوتهای ملی
محافظه کاری شیوه ء سیاسی دارای بنیاد فلسفی معین نیست بلکه در دورههای معین تاریخ گوناگون بوده است. محافظهکاری سدهٔ ۱۹ دارای اندیشههای متفاوت از محافظه کاری سدهٔ ۲۱ بود.محافظه کاری در امریکا از ارزشهایی نمایندگی میکند که آن را با محافظه کاری اروپا متفاوت میسازد.
اندیشهپردازان
اندیشههای افلاطون در مورد دولت تا کنون پایهٔ تئوریهای محافظه کار را میسازد.نمایندگان محافظه کار معاصر: فرانس شاتوبریان که گردانندهٔ نشریهٔ لو کونسرواتور (Le Conservateur) بود. ادموند بورک انگلیسی کارل اشمیت و نمایندگان انقلاب محافظهکاران در جمهوری وایمار(آلمان)
نظریه فمینیستی بخشی از یک رشته پژوهش درباره زنان است که بطور ضمنی، یا رسمی، نظام فکری گسترده و عامی را درباره ویژگیهای بنیادی زندگی اجتماعی و تجربه انسانی از چشمانداز یک زن ارائه میکند. نظریه فمینیستی در صدد است تا الگویی از تجربه بشری را با دیدگاه طرفداری از زنان ارائه دهد. این نظریه از سه جهت متکی به زنان است:
a. نقطه شروع و موضوع عمده تحقیق همه بررسیهایش، موقعیت و تجربه زنان در جامعه است.
b. این نظریه جهان را از دیدگاه متمایز زنان در جهان اجتماعی نگاه میکند.
c. نظریه فمینیستی دیدگاهی انتقادی به سود زنان دارد و در پی آن است که جهان بهتری را برای زنان بسازد که بدین ترتیب جهان برای بشریت نیز بهتر خواهد شد.
جامعه شناسی به عنوان یک چشمانداز نخستین بار در فاصله میان سالهای 1840-1860 به عنوان یک رشته دانشگاهی حرفهای پدیدار شد اما کسانی که در آفرینش این رشته نقش اساسی داشتند همگی مرد بودند. به علاوه کسانی که .........
ادامه مطلب...
سکولاریسم به صورت عمومی به مفهوم ممانعت از دخالت دین در امور عمومی جامعه است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزشهایی مانند جدایی دین از سیاست ( جدایی کلیسا و حکومت) در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر سکولاریسم بنا شدهاست.
سکولاریسم اگرچه در ایران بیشتر بار سیاسی دارد و به جای دشنام سیاسی به کار میرود اما در پایه، معنایی معرفتشناسانه دارد. از این رو، در نوشتههای سختهتر از آن به عرفگرایی ترجمه و تعبیر میشد که اکنون واژه ی گیتیگرایی به جای اش نشسته که برابرنهاده ی درخوری است اگر به پارسی سره علاقهمند باشیم و معنای درست گیتی را-به ویژه آن گاه که رویاروی مینو مینشیند- بدانیم.
تعریف
از آن جا اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده میشود معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. فلسفه ی سکولاریسم بر این پایه بنا شدهاست که زندگی با در نظر گرفتن ارزشها پسندیدهاست و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری بهتر میتوان توضیح داد. سکولاریسم بدین مفهوم یکی از دستاوردهای جورج یاکوب هالیئوک است و یکی از پایههای اساسی سکولاریسم انسانی مدرن است.
در حکومت معنی سکولاریسم عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن به اصول حقوق بشر بر سایر ارزشها متصور هر گروه و دستهای است.
در مفاهیم جامعهشناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیمگیریهای خود کمتر دخالت دهد و یا این مفاهیم کمتر موجب بروز اختلاف و یا درگیری گردد اطلاق میگردد.
سکولاریسم به عنوان یک ارزش
هالیئوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود به نام «سکولاریسم انگلیسی»، سکولاریسم را به این گونه تعریف میکند:
«سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شدهاست و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و یا خرافی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافتهاند. اصول سه گانه آن عبارت است از
- بهبود وضعیت زندگی با توجه به مفاهیم مادی زندگی
- دانش تنها مشیت در دسترس انسان است
- کار نیک کردن نیک است. حقیقت این زندگی نیکو است و در جستجوی خوبی بودن فضیلت است.»
حکومت سکولار
اغلب دولتهای مهم جهان اهمیت سکولاریسم و دموکراسی را پذیرفتهاند تا حدی که اغلب مسیحیان معتقدند که باور سکولاریسم یک باور مذهبی است که ریشه در دین مسیحیت دارد و بدین منظور به انجیل لوقا فصل ۲۰ آیه ۲۵ اشاره میکنند. چندین کشور با جمعیت مسلمان نیز حکومتهای سکولار را به حکومت مذهبی یا متأثر از مذهب ترجیح دادهاند